"چگونگی تعیین سن درخت بدون اینکه انرا ببریم"
وقتی یک درخت بزرگ می شود لایه های چوب جدیدتری در زیر پوست درخت ساخته می شود که به ما کمک می کند سن دقیق درخت را تعیین کنیم.
رنگ لایه ای که در تابستان بوجود می اید با رنگی لایه ای که در زمستان بوجود می اید متفاوت است این اختلاف رنگ ها به ما کم م کند تا به اسانی سن درخت را تعیین کنیم.
پس یک لایه کمرنگ و پرنگ با هم نشاندهنده یک سال عمر درخت است وقتی درخت را می بریم در سطح بریدگی دوایری می بینیم که در داخل همدیگر قرار دارند اگر درختی بیست حلقه در مقطع خود داشته باشد می توانیم بگوییم که تقریبا بیست ساله هست.
بنابراین کافی است تعداد لایه های پر رنگ را بشماریم تا سن درخت مشخص شود.
ولی همانطور که می دانید این کار درستی نیست که برای تعیین سن درخت انرا قطع کنیم.
می شود گفت ما سن درخت را از روی قطر و ارتفاع و طول و شاخه های جانبی ان حدس می زنیم.
1.هر چه قطر یک درخت بیشتر باشد عمرش نیز بیشتر است البته راه های دیری هم هست:
2.اینروزه سن درختان را اینگونه اندازه می گیرند که ابتدا سوراخی به قطر یک میخ معمولی در ان ایجاد می کنندکه تا وسط درخت ادامه دارد و سپس مایع شفاف خاصی که چند نوع است درون ان تزریق می کنند که این مایع بعد از مدتی خشک و سفت شده و ا را از درخت بیرون می کشند لایه های روشن و تیره بر روی ان اثر خود را گذاشته انها را می شمارند مثل برش درخت و دیدن لایه ها بدین وسیله سن درخت اندازه گیری می شود.
3.با اندازه گیری محیط بدنه درخت.دور بدنه را محاسبه و شعاع ا را بدست می اورند و با توجه به ثابت بودن رشد سالیانه حدود سن درخت را حدث می زنند.
4.یکی دیگر از روش هایی که در تعیین سن درخت مورد استفاده قرار می گرد روشی به نام سوندا÷ می باشد که در این روش حفره ای در تنه درختان ایجاد شده و یک قطعه از ان را برداشته و حلقه های ان را می شماریم.
اما همکنون کهنسالترین درخت زنده جهان که یک صنوبر ۹هزار و ۵۵۰ساله است در استان دالارنا در سوئد کشف شده است که سن این درختان با استفاده از فرآیندی به نام تعیین زمان با استفا ده از کربن ۱۴در یک آزمایشگاه آمریکایی تعیین شده است.
دوستت دارم
سلام..یک بار دیگه سلام..
اینو دیشب می خواستم بنویسم اما خیلی خسته بودم دیشب رو کاغذ نوشتم که امروز واردش کنم.
دیشب خیلی سخت گذشت منی که اصلا دوست ندارم کسی پر پر منو اذیت کنه انبار خودم کاری کرده بودم که از من ناراحت باشه من..اره من منه..نمی دونم چی شد اما خدایش از عمد نبود یعنی حداقل انجوری فکر نمی کردم بشه بعد صحبت با مامان یکم بهم ریختم نمی دونم دست خودم نبود اما فقط می خواستم به یکی بپرم خوب من سعی می کنم خودم تو شرایط کم اوردن قرار ندم اما اینبار با مامان تو این شرایط قرار گرفته بودم نمی دونستم چی بگم چه گوشتم زیر دندون مامان بود هرچی گفت قبول کردم اخه مامان پریا یک زن خیلی مغرور خوب دیگه البته انم بگما یک زن مغرور باهوش راستش اون یک زن عاقلل همیشه سعی میکنه عاقلانه تصمیم بگیره اما من با عقل..بگذریم از حرفای مامان ناراحت بودم پر پر بهم زنگ زد با هم شروع به حرف زدن گرفتیم اون فهمید که ناراحتم.ناراحت شد نوت صدام تقغیی کرد نتونستم کنترلش کنم اما اون بازم فقط گوش کر..نمی دونم مکالمه تموم شد..رفتم خونه حالم بد بود یکی دو ساعتی گذشت دلم برای صداش تنگ شد اما حالم از دست مامان گرفته بود ترجیح دادم تا یکم طاقت بیارم بهش زنگ نزنم تا دوباره ناراحتش کنم اما سخت بود سخت خیلی سخت..شب شد خواستم بخوابم اصلا نمی شد هی اینور کردم انور کردم اما..نه نمی شد بلخره پاشدم زنگ زدم..
الو..الوو..سلام صداش گرفته بود اما ادامه داد گفتم خوبی گفت..گفت چرا..چرا..گفت که چرا زنگ نزدی فکر کرد از دست اون ناراحتم اما اینطور نبود من..من..همچیزو براش توضیح دادم اما میدونستم که اون ارم نمی شه..مکالمه با معذرت خواهی من تموم شد اما معلوم بود اون هنوز..
دیشب سخت بود خیلی سخت خوابم نمی برد وضعیت بد خیلی بد..اما می دونم که الان که بهش زنگ بزنم ارمتر میشم خیلی اروم تر..
چه کسی رو نفرین کنم؟
اصلا شب خوبی نیست بعد از این همه مدت و دل صابون زدن برای دیدارش دوباره نشد همه چیزز درست بود عاطفه.مسعود و.. ولی این بار رئیس البته به صورت غیر مستقیم.دستور از بالا بود مثل همیشه از اتاق فرمان اما چرا نمی دونم دلم می خواد نفرین..
نمی دونم شاید شاید شاید..ای کاش اون کسی که نگذاشت ببینمش می دونست چقدر دلم براش تنگه..
گریه کرد دلم شکست خیلی ناراحت بودم اما با شنیدن صدای گریش ترجیح دادم یک مرحم باشم تا یک درد..
دیروزم گذشت و پریروزم گذشت
دورسرت نگشتم امروزم گذشت
فصل جدید پانی پریا و میلاد
من و پریا تصمیم گرفیتیم که یه بار دیگه همه خاطره هامونو ثبت کنیم تا برای اینده یه برگ از خاطرات گذشتمون باشه.
تا حالا کلی داستان ها بود که بین ما دوتا گذشت خاطراتس که هم خوش بود همه نا خوش اما الان که داشتم اونارو می خوندم تازه فهمیدم که چه بد شد که حتی همون خاطرات ناخوشم ثبت نشد چون حالا می فهمم که هموناهم چقدر با ارزش.
به هر حال من و پریا با هم می خوایم یه بار دیگه با سر شکلی اینبار متفاوت به ثبت داستانمون بپردازیم اما اینبار با حداقل یه هدفی والاتر.
امیدوارم در فصل جدید من پریا وای خوب ببخشید پانی پریا من در برگ خاطراتمون همیشه خوبی خوشی رو ثبت کنیم هر چند که گفتم خاطرات بدشم شیرینه.
یا علی گفتیم و عشق ز سر گرفتیم..