انگارهمین دیروز بود که با یک تلفن زندگی جدیدی رو شروع کردم انگار همین دیروز بود که نوشتم یا علی و یه داستان و یه وبلاگ و راه انداختم اینگار همین دیروز بود انگار همین دیروز بود..
داستان ما با یک تلفن شروع شد تلفنی کهشاید از همون اول هم اشتباه بود یک اشتباه محض از یک شخصیت به نام میلاد که همیشه فکر می کرد خیلی می دونه همیشه فکر می کرد با هوش و زرنگه همیشه فکر می کرد می تونه همه رو بشناسه همچی با یک اعتماد شروع شد..بعد کلی کل کل کردن اسمشو بهم گفت می دونستم که نباید رو اسمش و خیلی از حرفاش حساب باز کنم چون اصلا نباید تو اون لحظه ها چنین انتظاری از طرفت داشته باشی گذشت گذشت تا اینکه ستاره خانوم قصه ما گفت که اسم واقعی پریا ست که اونو می تونم صدا بزنم روزها گذشت گذشت و گذشت تا اینکه شناختمش احساسش کردم اون همونی بود که من تو رویاهام ساخته بودم همون دختری که از هیچ چیز فرار نمی کرد برای جواب دادن دست به نقد بود یک دختر رام نشدنی بود.
تقریبا میلاد قصه ما رام شخصیت اول داستان شد اتفاقی که اصلا فکرشو هم نمی کرد و این تا جایی بود که میلاد همه داستان زندگی خودشو به پریا گفته بود و اون غیر از یه شماره ایرانسل هیچ چیز به میلاد نگفته بود خوب میلاد داغون شده بود حق بدید که ..نمی دون شاید همون جوری باشه که شماالان فکر می کنید خوب بزارید بگم که نگید اهل سانسور نه خوب من خر شده بودم اما قبول کنید که اگه تو شرایط قرار نگرفته باشید قضاوت بی معناست..کارمون به جایی رسید که وقتی با هم دعوا می کردیم حتما این میلاد بود که از اون معذرت خواهی می کرد ..ببخشید خوب معذرت می خوام خوب تورو خدا ببخشید..وای میلاد اینارو می گفت اره اینارو می گفت..
اون روزا بهترین روزای عمر من بود حتا بهتر از روزای دوست داشتی زندگیم همیشه از اینده حرف میزدیم از آینده اینده ...
بچه ها باور کنید که خیلی نوشتم خیلی خیلی اما نوشتن بدی معشوق که تا چند وقت پیش می پرستیدیش یک ننگ به خود راستش الان که دست نوشته هامو می خونم یکیشونم نمی تونم بنویسم نمی تونم بنویسم با من چه کرد نه نمی شه..
فقط اینو تو پایان داستان خاطرات پانی می نویسم که پریا با میلاد بد کرد بد..میلاد تو یه بازی بود یک بازی که اصلا فکرشو هم نمی کرد تو یه سناریو که واقعا از اولش همش یه داستان بود همه همش ..نمی دونم شاید این سناریو رو برای یک کارگردان تعریف کردمو ازش خوشش امد و یه کار ۹۰ شبی ازش دراورد نمی دونم..
بچه ها تو پایان این دفترچه خاطرات می خوام از تموم کسایی که تو این داستان ما بودن یه اسمی ببرم که شاید برای همیشه باقی بمونن حداقل تو پایان این خاطرات..

مامان ناهید:
مادری خشن مستبد پرخاشگر یک دنده و پر غرور شخصیتی که اون برام ساخته بود و اما مادری گل مثل همه مادرای گل این دنیا که فقط نمی دونن چقدر فرزندشون ازشون دوره..
رئیس:
شخصیتی که همیشه دوست داشتم ببینمش راستش تو فکرم یه انسان مجذوب پایدار و مدیری با تجربه ساخته بودم که خیلی دوست داشتم ببینمش..
مینا:
ابجی گلم که تو تنهایی که هیچ کس نمی تونست باهم باشه اون کنارم موند تا دردو دل من و گوش کنه با توجه به این که من درشتی کردم ابجی جون بازم ممنون..
کوروش:
اخیی یک بچه مثبت و عاقل که ابجی مینامو خیلی دوست داره اقا کوروش نمی دون این تکسو می خونی یا نه اما خیلی دوست داشتم ببینمت خلاصه هوای ابجی ما رو داشته باش..
آرش:
خواستگار سیریش که میلاد خیلی ازش بدش می اومد اخه بابا نا سلامتی رقیب بود دیگه..
امیر:
راستش خیلی تو داستان ما نبود فقط یادمه تو یه اتفاق که البته تو سناریویی پریا نبود ظاهر شد کوچولوی خوش صحبتی که از راه دور صداشو شنیدم..
مادرجون:
مادری مهربون که یه بار باهاش صحبت کردم خیلی پخته بود و همه چیزو میفهمید البته نمی دوم اگه خودش بوده باشه..
و در پایان از همه شما که تو این داستان خیالی ما بودید و با ما زندگی کردین تشکر می کنم و امیدوارم برعکس ما زندگی شما با ثمر باشه فقط دقت کنید و با عقل تصمیم بگیرید..
بچه ها اینجا اخر کاره اخر قصه خاطرات پانی باباست پانی بابا رفت پانی بابا رفت رفت..

آخرش یه روز هجرت در خونتو می کوبه
تازه اون لحظه می فهمی همه آسمون غروبه دروغه .دروغه. دروغه
خداحافظ روزای روشن خداحافظروزای خوش خداحافظ پانی بابا خداحافظ همین حالا..
و این پایان پرواز بلند ما بود
سلام.وبلاگ جالبی دارین.خوشحال میشم به ماهم سر بزنین.اگه دوست دارین تبادل لینک کنیم.منو با نام جدیدترین عکس ها و مدهای روز لینک کنید و به منم خبر بدین که به چه نامی لینکتون کنم .لطف کنین پس از ورود از تبلیغاتشم دیدین کنید.ممنون
راستی شما میتونید با استفاده تبلیغات تو وبلاگتون کسبه درامد هم کنید من خودم با کلی تحقیق تو این ۲ تا سایت ثبت نام کردم که خیلی بهتر از سایت های دیگه هستن
سایت کلیک ایران : http://www.clickiran.ir/?sup=12719
سایت فروتل : http://www.frotel.com/ads-reg.php?moarref=2434
پیشنهاد میکنم شماهم امتحان کنید.