

هر منزل این راه بیابان هلاک است
هر چشمه سرابی ست که بر سینه خاک است
در سایه هر سنگ اگر گل به زمین است
نقش تن ماری ست که در خواب کمین است
در هر قدمت خارهر شاخه سر رات
در هر نفس ازار هر ثانیه صدبار
دوست دارم..
اخرش یه روزی هجرت در خونت می کوبه تازه اون موقع می فهمی همه اسمون غروب
امروز می رم..می رم کاشان اما..نوشتن برام سخت حوصله ندارم..گفت سرم شلوغ برعکس هر روز تکسارو می خوندم هر روز هر روز...چه اون ۳ روز که نزدو من زدم چه..
خیلی حرفا دارم بزنم که نمی شه چون دوست ندارم مسائل خوصوصی..فقط اینو می گم که فقط خودش می فهم چی می گم.
از کجا معلوم..چه تضمینی هست..
این کلماتی بود بعد از ۱ سال ۶ ماه همراهی
اینو نوشتم که دگران نگویند..هستم اما...
سلام بچه ها امروز یه خبر خیلی خیلی خوب دارم البته وسه خودم تا امدن پر پرم فقط کمتر ۱۵ روز دیگه مونده بله فقط ۱۵ روز فقط جون مادرتون چش نزنید.
پرپر جونم تا چند روز دیگه پیشم و این تحمل هر دردی رو برام اسون می کنه خیلی وقت بود چیزی ننوشته بودم حالم گرفتس ولی اینا گذراست و چیزی که می مونه منم و پریام و البته پانی جوووووووووووووووووووووووووونم..